محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

131

ضياء العيون ( فارسي )

و آهك آب نديده و اشنان و اشق و توبال مس و انزروت و مثل اينها و اما دواى منضج انست كه در شأن وى آن باشد كه خلط را نضج بدهد و اين اثر از دوائى حاصل مىشود كه سخونت باعتدال داشته باشد و با وى قوة قابضه نيز باشد كه خلط را نكاه دارد در محل خود تا نصج نيابد مثل كندم خاييده و خبازى و برك خطمى و تخم كتان و پياز پخته و انجير و زفت و آيا دواى محلل انست كه ماده را از عضوى كه در ان محتبس شده تبخير كند جزرا بعد جزء تا ويرا ببخار پراكنده سازد مثل بانونج و خطمى و مصطكى و شيح محرق و روغن زيت و اكليل الملك و اقحوان و زردچوبه و مانند اينها و اما دواى جاذب انست كه رطوبات را موضعى كه ملاقى انست حركت دهد بسبب لطافتى كه دارد و اين اثر اكر در دوايى بكمال باشد باعث ان شود كه پيكان و خار و غيره كه در عضوى فرورفته باشد از انجا كنده شود و به همين جهة ميل كند مثل زراوند مدحرج